هیییییییییییییییییییییی

سلا م.من به وب قبلیم بازگشتم..اگه دنبالم گشتین احیانا..!بیاین اونجاااا

اینم لینکش:    kill me pleace

شعر مورد علاقه ام

فرشته مردنی


كسي كه از آن فرشته اي 

فراتر ساخته بودي !

ديگز بال و  پر ندارد !

سفيد نيست !

پاكي اش را باد برده !

لطافتش خراشيده شده !

روحش زخمي گشته !

فرشته ي تو ماندني نبود

                مردني است !


گند

دوست دارم این صفحه را خراب کنم...این صفحه زیادی سفید است...این زیادی ساکت است...این زیادی زیادی است...دوست دارم...این سردابه دیگر مانده است...تالاب شده آن پایین پله ها...این پله ها خیلی پله اند...سقفش سوراخ بود...هی آب می ریخت...این تو خیلی تو هستی...آب جمع شد تهش...دور لبت را پاک کن...آبش راکد ماند...هی راکد ماند...هی ماند...گند آب شد...پشه کش کجاست؟...آخرین بار از توی سوراخ سینک درش آوردم...باران که می آمد می خورد به سقف...می ریخت تو...هی بالا می آمد...هی می آمد...روحش به لقا ایزدی پیوست...بفرما خرما...آب گرفت همه جایش را...هی آب گرفت...هی گرفت...مامان!نقاشیمو خشگل کشیدم؟...تو رفتی آن زیر...هی رفت آن زیر...هی رفتی...نفس بکش عزیزم...نفس بکش...ما اینجا ایستاده ایم...آمدم بکشمت بیرون...من هم افتادم...افتادم...با هم از آن سوراخ پرواز کردیم...رفتیم بالا...هی رفتیم بالا...هی رفتیم...چقدر گفتم یه کارگر بیار این سقفو درست کنه...موقع خواب آب میریزه رو صورتت هذیون می گی...من دوست دارم از این هذیان ها بگویم...هی هذیان بگویم...هی برای تو بگویم...هی بگویم...هی بریم...هی بری...هی بگیرد...هی بیاید...هی بماند...هی بریزد...هی بمانیم با هم...انقدر که گند آب شویم...بعد با هم پرواز کنیم...از همان سوراخ بالایی...


   

از من

دختر صورت پسر را نوازش کرد: دوستت دارم. پسر سرش را به آرامی تکان داد. دختر دست در موهای پسر برد.به آرامی گفت: بدون تو زندگی هیچه عزیزم. پسر همچنان سرش را به آرامی بالا و پایین آورد. دختر چشمانش را بست.به آرامی گفت: مرا ببوس...و صورتش را جلو آورد. دقایقی گذشت...دختر همچنان چشم هایش را بسته نگاه داشته بود... اما از بوسه خبری نبود... پسر طاقتش طاق شد...هندزفری را از گوشش در آورد: عزیزم چیزی شده اینجوری نشستی

… از بهار تقویم می‌ماند،


از من، استخوان‌هایی که تو را دوست داشتند …



Love and Peace GraphicsLove and Peace GraphicsLove and Peace GraphicsLove and Peace GraphicsLove and Peace GraphicsLove and Peace GraphicsLove and Peace Graphics


سرزمین من

اگر تمام خاک زمین باشی

تنها مشتی از تو کاقی است

برای آنکه تا ابد بپرستمت

 

از میان صور فلکی

چشمهای تو

تنها نوری است که می شناسم

 

تنت به بزرگی ماه

و کلامت خورشیدی کامل

و قلبت آتشی است

 

برهنه پای

از تو عبور می کنم

و تنگ می بوسمت

ای سرزمین من !


من اغاز را باختم

 

من زورم به این زندگی نمیرسد که اشتباه به من رسیده است

من از پیش بازنده ی این میدانم

مرده ی زندگی

و زندگی ام از پیش در من مرده است..


 http://1x.com/OEfullSize/medium/43305.jpg

 

هرگز باور نمیکردم همه چیز به این زودی تغیییر کند  و هیچ اثری از گذشته های روشن و افتابی بر جا نماند.

اندوهناکم  و با انرژی کم و ته مانده ی ارزوهایم به زیستن ادامه میدهم .

نمیدانم خاتمه ی کار چگونه خواهد بود .اما من اغاز را باختم .به همین سادگی

من از زندگی تو هوات خستم .. ازت خستم و باز وابستم

نگو ما کجاییم که شب بین ماست .. خودم هم نمیدونم اینجا کجاست

بیا با هوای دلم سر نکن .. بهت راست میگم تو باور نکن

از این فاصله سهممو کم نکن .. بهت خیره میشم نگاهم نکن

تو رنجیدی و دل ندادم بری .. خودم رو فراموش کردم تو یادم بری

تو یادم بری .. زندگیم سرد شه .. یه روز این پسر بچه هم مرد شه

ولی هر شب از خواب من رد شدی .. به هر راهی رفتم تو مقصد شدی

درست لحظه ای که ازت میبرم .. تحمل ندارم شکست میخورم

نمیشه تو این خونه پنهون بشم .. بهم سخت میگیری آسون بشم

اگه پای من جاده رو برنگشت .. فراموش کن بین ما چی گذشت

عکسای عشقولانه

سیلام ادامه مطلب پره هرکی دوس داش بره ببینه


ادامه نوشته