شعر مورد علاقه ام
فرشته مردنی
كسي كه از آن فرشته اي
فراتر ساخته بودي !
ديگز بال و پر ندارد !
سفيد نيست !
پاكي اش را باد برده !
لطافتش خراشيده شده !
روحش زخمي گشته !
فرشته ي تو ماندني نبود
مردني است !

از من

… از بهار تقویم میماند،
از من، استخوانهایی که تو را دوست داشتند …

سرزمین من
اگر تمام خاک زمین باشی
تنها مشتی از تو کاقی است
برای آنکه تا ابد بپرستمت
از میان صور فلکی
چشمهای تو
تنها نوری است که می شناسم
تنت به بزرگی ماه
و کلامت خورشیدی کامل
و قلبت آتشی است
برهنه پای
از تو عبور می کنم
و تنگ می بوسمت
ای سرزمین من !

من اغاز را باختم
من زورم به این زندگی نمیرسد که اشتباه به من رسیده است
من از پیش بازنده ی این میدانم
مرده ی زندگی
و زندگی ام از پیش در من مرده است..

هرگز باور نمیکردم همه چیز به این زودی تغیییر کند و هیچ اثری از گذشته های روشن و افتابی بر جا نماند.
اندوهناکم و با انرژی کم و ته مانده ی ارزوهایم به زیستن ادامه میدهم .
نمیدانم خاتمه ی کار چگونه خواهد بود .اما من اغاز را باختم .به همین سادگی
من از زندگی تو هوات خستم .. ازت خستم و باز وابستم
نگو ما کجاییم که شب بین ماست .. خودم هم نمیدونم اینجا کجاست
بیا با هوای دلم سر نکن .. بهت راست میگم تو باور نکن
از این فاصله سهممو کم نکن .. بهت خیره میشم نگاهم نکن
تو رنجیدی و دل ندادم بری .. خودم رو فراموش کردم تو یادم بری
تو یادم بری .. زندگیم سرد شه .. یه روز این پسر بچه هم مرد شه
ولی هر شب از خواب من رد شدی .. به هر راهی رفتم تو مقصد شدی
درست لحظه ای که ازت میبرم .. تحمل ندارم شکست میخورم
نمیشه تو این خونه پنهون بشم .. بهم سخت میگیری آسون بشم
اگه پای من جاده رو برنگشت .. فراموش کن بین ما چی گذشت






















































